محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
799
آثار عجم ( فارسى )
چهار طاق « 1 » : كه بر فراز كوه ، رو به تنگ اللّه اكبر ؛ واقع شده ؛ چهار پايه دارد و از چهار سمت ، درى گشاده ؛ و بر بالاى آن بقعه ، گنبدى بوده كه اكنون خراب است ؛ هر ضلعى از آن عمارت مربّع ، مقدار سه ذرع و نيم است و ارتفاع آن غير از گنبد ، سه ذرع ؛ گنبدش نيز سه ذرع ارتفاع داشته . بعضى گويند در اين چهار طاق ، قبر است ولى آثارى از لوح در آن ديده نمىشود ( 90 ) . برخى برآنند كه آن را اتابكان فارس ساخته ؛ براى اينكه در آنجا به تفرّج آيند و جلگهء شيراز را به نظر درآورند و هنگامى كه سان لشكر مىديدند ، پادشاه آنجا را مقرّ خويش قرار مىداده . امّا آنچه به نظر اين فقير رسيده ، اين است كه آن بنا از امير عضد الدّوله باشد ( از وضع بنايى آن چنين استنباط نمودم ) و علّت ساختن آن مىبايد بر سر قبر كسى باشد « 2 » و به جهت آنچه مذكور شد كه در حقّ اتابكان مىگويند ، بعيد مىنمايد . و از جمله آثار ديگر در آن كوه است : [ 480 f ] چاه مرتضى على ( 91 ) : چون به همين اسم شهرت داشت ، فقير آن را نگاشت . آن تكيهاى است بر قلّهء كوه چهل مقام ؛ بدين تفصيل : وسعتگاهى است ؛ چند طاق از سنگ و گچ ، در آن ساخته و دو آبانبار بزرگ نيز پرداختهاند و اطاقى هم ، يك دربى ، دارد كه اندرونش وسيع است ؛ در آن اطاق ، روبروى درب ، طاقى است ، كاشيكارى شده و آيات و احاديثى بر آنها نوشته آمده « 3 » و در آن چندين پلّه است كه چون به پائين روند ، به صفّهاى مىرسند كوچك و تاريك ؛ كه جز به مدد چراغ نتوان رفت ؛ بوريائى ، فرش آن صفّه است و آن محلّ نماز و مقام نياز است . مردم مىگويند آنجا قدمگاه حضرت مرتضى على ( ع ) است . بعضى را گمان اين است كه آنجا در قديم دخمه و معبد پارسيها بوده . به هر صورت ، شبهاى شنبه ، جماعتى كثيره در آن مقام رفته ، بيتوته مىنمايند و حاجتى كه دارند ، از خدا طلب مىدارند ؛ بسيار واقع شده كه حاجتشان برآورده مىشود . فقير مؤلّف گويد : محقّق است كه حضرت مرتضى على ( ع ) ، به عالم ظاهر به شيراز
--> ( 1 ) . چهار طاق مذكور را عوام النّاس ، گهوارهء ديو مىنامند . ( 2 ) . مىبايد بر سر قبرى باشد ؛ زيرا كه از بعض پيرمردهاى كهنسال ، فقير شنيدم كه سابقا در آن ، دو لوح مزار بوده كه ايشان خود ديده بودند . ( 3 ) . احاديثى كه آنجا نوشته شده ، از آن جمله است اين حديث : مثل اهل بيتى مثل سفينه نوح من تمسّك بهم نجى و من تخلّف عنهم غرق .